شمس الدين محمد بن محمود آملي
4
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و مثلث يا متساوى الاضلاع باشد يا متساوى الساقين فقط يا مختلف الاضلاع و مثلث را قائم الزاويه خوانند اگر قائمه درو باشد و منفرج الزاويه اگر منفرجه درو باشد و حاد الزوايا اگر هيچيك ازين دو در او نباشد و بعد از مثلث ذو اربعه اضلاع است و آن اگر متساوى الاضلاع قائم الزوايا بود مربع خوانند و اگر قايم الزواياى غير متساوى الاضلاع بود مستطيل و اگر متساوى الاضلاع غير قايم الزوايا باشد معين و اگر اضلاع و زوايا متساوى نباشند شبيه بمعين و اگر ماعداى اين باشد منحرف و هر آنچه اضلاع او از چهار در گذرد آن را كثير الاضلاع خوانند و خطوط متوازيه خطوطيرا گويند مستقيم بر سطح مستوى بر وجهيكه از دو جانب چندانكه اخراج كنند بهم نرسد . اصول موضوعه : من ميگويم واجب آنست كه اول وضع كنند كه نقطه و خط مستقيم و مستوى از اينها و دايره موجودند . و ما راهست كه نقطه تعيين كنيم بر هر خطى يا سطحى كه باشد و فرض كنيم خطى بر هر سطحى كه باشد يا گذرانيده بنقطه كيف اتفق . و هر يكى از نقطه و خط مستقيم و سطح مستوى بر مثل خويش منطبق باشد و فصل مشترك ميان هر دو خط نقطه باشد و ميان هر دو سطح خط و زاويه متساوى قائمه قائمه باشد و يك خط مستقيم باستقامت بر بيشتر از يك خط مستقيم متصل نشود . و واجب آن استكه مقدماتيكه در اصل مذكورند وضع كنند و آنها ايناند ما راهست كه وصل كنيم ميان هر دو نقطه كه باشد بخطى مستقيم و اخراج كنيم هر خطى مستقيم محدود كه باشد بر استقامت او و رسم كنيم بر هر نقطه كه باشد و بهر بعدى كه باشد . و جمله زواياى قائمه متساوى باشند . و دو خط مستقيم به سطحى محيط نشود و هر دو خط مستقيمى كه يك خط مستقيم بر ايشان افتد و دو زاويه داخله در احد الجهتين كمتر از دو قائمه باشد چون ايشان را در آنجهت اخراج كنند بهمرسد و اين قضايا را هر چند كه از جمله مصادرات نهادهاند اما چون بعضى از آن ببيان احتياج داشت خصوصا قضيه اخيره لاجرم بعضى از متاخران بر اقليدس مواخذه